logo-mini
وبلاگ

اینجا میم نوشته ها است.

  بایگانی برای گاه نوشته ها

مادر

رفیق بی کلک مادر

بیشتر بخواند

مناجات

در حال برگشت از نمایشگاه کتاب – داخل مترو: خدایا هر چه زودتر ایستگاه دروازه دولت و بالافاصله ایستگاه امام خمینی را برسان.

بیشتر بخواند

آب بندی برخی از ذاکرین اهل بیت علیهما سلام

از جعمی طلبه هر ساله یک نفر برای تبلیغ دین مبین به یک روستا می رفتند. یک سال آن جمع تصمیم گرفتند یکی از طلابی که دست تنگتر از بقیه بود بفرستند. از ریش سفید های آن روستا نیز خواستند هوای این طلبه جوان را نیز داشته باشند و از طرفی از طلبه خواستند که […]

بیشتر بخواند

روز دانشجو مبارک

     امسال روز دانشجو مصادف بود با آغاز ماه محرم الحرام. ماهی که حسین بن علی در سال ۶۱ قمری قانون آزادگی را با خون هفتاد و دو تن امضا کرد. ۱۶ آذر ۱۳۳۲ روز افتخار آفرینی دانش آموزان این مکتب یعنی احمد، مهدی و مصطفی بود. روزی که این سه تن و تمامی دانشجویان […]

بیشتر بخواند

من از نهایت شب حرف می زنم

دیگر صدایی جز صدای جیر جیر در نمی آید. آنهم اگر کسی مرحمت فرماید و در را باز و بسته کند. من دل به این صدا خوش کرده ام، زیرا با هر بار شنیدنش هوای سرد صورتم را فرا می گیرد، وجودم را نوازش می دهد و مرا از نا خالصی های وجودم با خبر […]

بیشتر بخواند

۴۵ دقیقه تا مرگ انسانیت

هنوز نه روز نگذشته است که رسانه ها، مردم، پلیس خاطی، مسئول بیمارستان و … ماجرای خیابان یکم سعادت آباد را فراموش کردند. رسانه هایی که یغه جر می دادند که چرا پلیس این چنین نکرد، چرا مردم سکوت کردند. اما خود در دفتر تحریریه رسانه شان با خیال راحت نشسته اند و از مردن […]

بیشتر بخواند