براهین وجود خدا! چرا؟

از جبرهایی که ما تفویض کردیم این بود که واحد های متعددی در دوره کارشناسی به نام دروس معارف پاس می کردیم. حالا کار به اسمش ندارم که معارف فارسیش میشه شناخت ها و قرار بود ما چه چیز هایی رو بشناسیم؟! اما مزخرف ترین بحث موجود این واحد ها بحث بُرهان های وجود خدا در کتاب اندیشه اسلامی ۱ بود. یک سری بحث های تکراری که چه در سیستم درس های معارف آموزش و پرورش و چه در سیستم آموزش عالی مطرح می شن و الان از هر کی بپرسم چی یادت هست میگن هیچی. میگی نه؟! بپرس.سوالی که مطرح میشه اینه که اساسا چه لزومی داره ما خدا رو اثبات کنیم؟ تو همون کلاس درس، صندلی هستش که همه دارند می بینند، کسی به فکر این نیست که وجود این صندلی رو ثابت کنه. خود خدا بهترین خلقش رو برای تبلیغ دین آخرش فرستاد. نه خود خدا نه پیامبرش نه دیگر اولیاء الهی هیچ کدوم کلامی در اثبات وجود خدا رو ثابت کنن، اصلا خدا پدرتون رو بیامرزه مگه چیزی که وجود داره لازمه اثباتش کنیم؟

اصلا بحث مهم تری که مطرح میشه اینه که خدایی که اصل وجود اوست و همه از او هستند و همه به سوی او باز می گردند و بی پرده هویدا هستش، اصلا حافظ می فرمان:

ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟ / مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟

خوب! این خدایی که این چنین وجودی هست، برای چی ما باید وجودش رو ثابت کنیم؟ اصلا کسانی که این درس رو تصویب می کنند؛ براش کتاب می نویسند و این کتاب ها رو تدریس می کنند توجه می کنند که شناخت خدا لازم هستش نه اثبات وجودش؟


موزیک: هادی پاکزاد، قطعه یعنی چه؟، آلبوم تاریکی

اشتراک گذاری