خانه ی دوست

آسمان همه جا آبیست
خبر از سفر احرام نیست

کعبه را باید میان کوچه های کهن شهر پیدا کرد
هفت دور برای کعبه ی سنگیست
باید هفتاد ها دور با دیده ی گریان دور آن گشت

سقف سوراخ و کهن
ناودان پوسیده از جنس آهن
هر دو در شب های بارانی می گریند
آری اینجا همه چیز از احساس سرشار است

آرای باید گشت دور این خانه های اهوایی

عوج عشق آنجاست
سیدی دست لرزانش را در نماز شب
رو به آسمان می کشد، می گوید:
یا ربّ
«من نداری دعایی جز برای مردمم»

اشتراک گذاری